به گزارش عصر توریسم به نقل از مهر، چندی قبل یونسکو پرونده سمنو را پذیرفت؛ خوراکی آیینی، نوروزی و زن محور که قرن هاست در حافظه فرهنگی مردمان ایران زمین جریان دارد. اما این پذیرش، به نام تاجیکستان رقم خورد؛ کشوری که بدون شک سمنو بخشی از فرهنگ زنده اش است، اما تنها صاحب این روایت نیست. همین «تنها» شدنِ یک میراث مشترک، مسئله اصلی این ثبت جهانی است. سمنو در ایران، فقط یک خوراک نیست؛ آیینی است آمیخته با اسطوره، کشاورزی، نذر، باورهای زنانه و مفهوم برکت. از متون تاریخی و مردم نگارانه گرفته تا حافظه زیسته نسل ها، همگی نشان می دهند که سمنو در ایران، قدمتی دست کم چندصدساله دارد و بعنوان نماد زایش طبیعت و فراوانی، در بطن نوروز جای گرفته است. پخت جمعی سمنو، شب زنده داری ها، دعاها و مشارکت زنان، بخشی از سرمایه ناملموس فرهنگی ایران بوده که هنوز نیز در خیلی از مناطق کشور زنده است. در عین حال، این میراث که ذاتاً فرامرزی است، در راه ثبت جهانی، تک ملیتی شد؛ مسیری که با روح کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو و تجربه ثبت عناصر مشترکی چون نوروز، هماهنگی چندانی ندارد.
پرونده تاجیکستان؛ روایت درست، اما ناقص
در پرونده ای که تاجیکستان به یونسکو ارایه کرده، سمنو به درستی بعنوان خوراکی آیینی در رابطه با نوروز معرفی شده است؛ عنصری که به قول تهیه کنندگان پرونده، اهمیت بالای ی در تقویت همبستگی اجتماعی، انتقال دانش سنتی، مشارکت جمعی و هویت فرهنگی جامعه تاجیکستان دارد. تاکید بر نقش زنان در پروسه پخت، استمرار این مراسم در روستاها و شهرها و پیوند آن با ارزش های اخلاقی چون صبر و همکاری جمعی، از نقاط قوت این پرونده به حساب می آید. اما مسئله دقیقا همین جاست: پرونده، درست روایت می کند، اما کامل نه. سمنو در این روایت، بیشتر از آنکه میراث یک حوزه تمدنی باشد، به میراث یک کشور فروکاسته شده است؛ در صورتیکه گستره تاریخی و فرهنگی آن، ایران و افغانستان و دیگر بخش های جهان نوروزی را نیز در بر می گیرد.
سؤال اصلی؛ ایران کجا ایستاده است؟
ثبت تک ملیتی سمنو، بیشتر از آنکه نقدی به تاجیکستان باشد، پرسشی جدی از متولیان میراث فرهنگی ایران مطرح می کند: چرا در رویارویی با میراث های مشترک، نگاهی فعال، پیش دستانه و مشارکتی وجود ندارد؟ چرا عناصر ریشه دار فرهنگ ایرانی، یکی یکی در چارچوب پرونده های مستقل دیگر کشورها ثبت می شوند، بی آنکه ایران نقش تعیین کننده ای در روایت جهانی آنها داشته باشد؟
سمنو، بازهم ظرفیت آنرا دارد که در چارچوب پرونده ای چندملیتی، با مشارکت ایران، تاجیکستان و افغانستان تعریف مجدد و تکمیل شود؛ اقدامی که نه تنها از نظر تاریخی دقیق تر است، بلکه به همگرایی فرهنگی منطقه نیز کمک می نماید.
ثبت شد؛ اما روایت ناتمام ماند
سمنو حال در لیست میراث ناملموس یونسکو قرار دارد؛ اتفاقی که به خودیِ خود پرارزش است. اما روایت جهانی آن، هنوز همه حقیقت را بازگو نمی نماید. میراث های ناملموس، بیشتر از آنکه به نام کشورها تعلق داشته باشند، به حافظه جمعی ملت ها وابسته اند؛ حافظه ای که در مورد سمنو، بدون شک بدون ایران، روایتی ناتمام خواهد بود. حرف آخر اینکه از متون تاریخی و مردم نگارانه گرفته تا حافظه زیسته نسل ها، همگی نشان می دهند که سمنو در ایران، قدمتی دست کم چندصدساله دارد و به عنوان نماد زایش طبیعت و فراوانی، در بطن نوروز جای گرفته است. با این حال، این میراث که ذاتاً فرامرزی است، در راه ثبت جهانی، تک ملیتی شد؛ مسیری که با روح کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو و تجربه ثبت عناصر مشترکی چون نوروز، هماهنگی چندانی ندارد.
منبع: asretourism.ir
