به گزارش عصر توریسم به نقل از مهر، سید عباس مصطفوی مشاور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در یادداشتی بمناسبت هفته میراث فرهنگی نوشت: «میراث فرهنگی، شناسنامه هویتی و سرمایه تمدنی یک ملت است؛ ذخیره ای که عمق و استمرار تاریخی جامعه را شکل می دهد و پیوند میان گذشته، امروز و آینده را ممکن می سازد. این میراث، چه در قالب آثار ملموس و بناهای تاریخی و چه در هیات مراسم ها، زبان ها و حافظه ناملموس نسل ها، بخش مهمی از امنیت نرم و هویت پایدار کشور محسوب می شود. بدین جهت محافظت از آن، یک لزوم راهبردی و قسمتی از امنیت ملی است. هرگونه غفلت در صیانت از این سرمایه تمدنی، پیامدهایی دارد که اثر آن نه فقط در ساختار فرهنگی، بلکه در انسجام اجتماعی، حکمرانی فرهنگی، اعتبار بین المللی و حتی وحدت ملی قابل مشاهده خواهد بود.
در همه سال هایی که تجربه حراست در کشور شکل گرفته، یک حقیقت روشن بارها خویش را نشان داده است: هر زمان در زنجیره شناسایی، ثبت، مراقبت، پایش یا اطلاع رسانی مربوط به آثار باستانی خلأ یا گسستی به وجود آمد، راه برای نفوذ، تخریب، قاچاق، جعل، تحریف و سوءاستفاده باز شد. میراث فرهنگی ماهیتی لطمه پذیر دارد و تهدیدهای پیش روی آن، نه فقط کاهش نیافته بلکه با تحول فناوری، توسعه شهری، گردش مالی قاچاق آثار و انتشار داستانهای جعلی، پیچیده تر و سازمان یافته تر شده است. امروز تهدیدات متوجه میراث، اشکالی جدید یافته است، همچون جعل اسناد و اشیای تاریخی با کمک ابزارهای هوش مصنوعی، تحریف داستانهای باستان شناختی در رسانه های نو، نفوذ به بانکهای اطلاعاتی میراثی، یا سازماندهی شبکه های قاچاق که از خلأهای قانونی و ضعف مستندسازی بهره برداری می کنند. این پیچیدگی ها نشان میدهد که محافظت از میراث، نیازمند نگاهی چندلایه، ترکیبی و آینده نگر است.
در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، حراست نقشی ایفا می کند که زیربنای تمام فعالیتهای حفاظتی، پژوهشی و مدیریتی شمرده می شود. خصوصیت مهم حراست در این وزارت خانه آن است که فعالیت آن هم فنی است و هم فرهنگی؛ یعنی با یک ساختار مطلق امنیتی مواجه نیستیم، بلکه ساختاری است که وظیفه دارد هم تهدیدات ملموس را رصد و کنترل کند و هم با درک حساسیت های هویتی و فرهنگی، از ایجاد لطمه های نامرئی و تدریجی پیشگیری کند. این ترکیب پیچیده، حراست را به چشم بیدار میراث فرهنگی مبدل کرده است؛ چشمی که نه فقط مراقب اشیاء و بناها، بلکه پاسدار روایت ملی و حافظه تمدنی کشور است. هنگامی که گفته می شود «حراست از میراث، حراست از روایت ملی است»، این جمله یک حقیقت عملی و یک اصل راهبردی را بیان می کند: بی توجهی به حفاظت، نه فقط سرمایه مادی کشور را از بین می برد، بلکه زمینه را برای تحریف تاریخ، تضعیف انسجام اجتماعی و خدشه در هویت ملی فراهم می آورد.
صیانت از میراث فرهنگی، قسمتی از مسئولیت عمومی یک ملت است. اما در لایه های تخصصی آن، حراست وظیفه دارد که زیرساخت های ضروری جهت امنیت آثار را به روز کند، نظام ثبت و مستندسازی را تکمیل و یکپارچه سازد، مسیرهای نفوذ در حوزه اطلاعاتی را مسدود کند و با تقویت سیستم های پایش و رصد هوشمند، در مقابل تهدیدات نوپدید ایستادگی نماید. نوسازی زیرساخت های حفاظتی، تقویت بانکهای داده امن، استفاده از ابزارهای دیجیتال برای مستندسازی و ایجاد پیوند مؤثر میان واحدهای اجرایی، حفاظت میدانی و نهادهای فرهنگی و قضایی همچون لزوم هایی است که امروز بیشتر از هر زمان مورد نیاز است. هم زمان، باید به ایجاد فرهنگ حفاظت توجه داشت؛ چونکه بدون همراهی جامعه، حتی پیشرفته ترین سامانه ها نیز قادر به صیانت کامل از میراث نخواهند بود. آگاهی مردم، بزرگ ترین سپر حفاظتی در مقابل تخریب، تخلف و قاچاق است.
حراست در دوره جدید باید نقشی فراتر از مراقبت روزمره ایفا کند و به نهادی توسعه محور و آینده نگر تبدیل گردد که بتواند تهدیدات فرهنگی را پیش بینی کرده و قبل از وقوع، آنها را خنثی سازد. این رویکرد مستلزم شفافیت در فرآیندها، پیشرفت نیروی انسانی متخصص، برخورداری از ساختارهای فناورانه به روز، تعامل نزدیک با دستگاههای امنیتی و قضایی، و توجه جدی به میراث ناملموس است. میراث ناملموس—از مراسم ها و داستانها گرفته تا دانش های سنتی و زبان ها—همان قدر که بناها و آثار باستانی اهمیت دارند، نیازمند نگاه حراستی هستند؛ چونکه لطمه به آنها، صدمه ای مستقیم به روح فرهنگی جامعه است.
در این میان، نقش هفته میراث فرهنگی، مجالی برای بازخوانی مسئولیت ها، بازبینی در روندهای حفاظتی و پیشرفت حساسیت اجتماعی نسبت به صیانت از میراث است. این هفته، یادآوری می کند که میراث فرهنگی قسمتی از سرمایه آینده است؛ سرمایه ای که اگر امروز از آن حفاظت نکنیم، فردا نه فقط فرزندان ما از آن محروم خواهند شد، بلکه قسمتی از هویت جمعی آنان نیز از میان خواهد رفت. میراث فرهنگی همان رشته نامرئی اما قدرتمندی است که نسل ها را به هم پیوند می دهد. از این رو محافظت از آن، وظیفه ای مشترک میان دولت، متخصصان، نخبگان، رسانه ها و آحاد جامعه است؛ اما جایگاه حراست دراین میان، جایگاه محوری است، چونکه مسئولیت دارد ضمن مراقبت از کالبد میراث، به نگهبانی از معنا، هویت و روایت آن نیز بپردازد.
در نهایت، باید پذیرفت که صیانت از میراث فرهنگی، صیانت از آینده کشور است. اگر میراث از میان برود، قسمتی از ریشه های تمدنی و حافظه تاریخی جامعه نیز از دست خواهد رفت. حراست بعنوان نهادی هوشمند، مسئول و متعهد، نقش بنیادی در ممانعت از این خسارت ملی ایفا می کند. امروز بیشتر از هر زمان دیگر لازم است که با تقویت زیرساخت ها، نوسازی فرآیندها، هوشمندسازی نظارت ها و جلب مشارکت مردمی، در محافظت از این گنجینه بزرگ ملی گام برداریم. آینده ایران، نیازمند میراثی سالم، روایت هایی اصیل و هویتی استوار است و این مهم، تنها با استمرار توجه، هوشمندی و تلاش بی وقفه حراست ممکن خواهد شد.»
بطور خلاصه میراث فرهنگی ماهیتی لطمه پذیر دارد و تهدیدهای پیش روی آن، نه فقط کاهش نیافته بلکه با تحول فناوری، توسعه شهری، گردش مالی قاچاق آثار و انتشار داستانهای جعلی، پیچیده تر و سازمان یافته تر شده است. خصوصیت مهم حراست در این وزارت خانه آنست که فعالیت آن هم فنی است و هم فرهنگی؛ یعنی با یک ساختار مطلق امنیتی مواجه نیستیم، بلکه ساختاری است که وظیفه دارد هم تهدیدات ملموس را رصد و کنترل کند و هم با درک حساسیت های هویتی و فرهنگی، از ایجاد لطمه های نامرئی و تدریجی پیشگیری کند. اما در لایه های تخصصی آن، حراست وظیفه دارد که زیرساخت های ضروری جهت امنیت آثار را به روز کند، نظام ثبت و مستندسازی را تکمیل و یکپارچه سازد، مسیرهای نفوذ در حوزه اطلاعاتی را مسدود کند و با تقویت سیستم های پایش و رصد هوشمند، در مقابل تهدیدات نوپدید ایستادگی نماید.
منبع: عصر توریسم
